خرید بک لینک
در خرابات مغان نور خدا می‌بینماین عجب بین که چه نوری ز کجا می‌بینمجلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که توخانه می‌بینی و من خانه خدا می‌بینمخواهم از زلف بتان نافه گشایی کردنفکر دور است همانا که خطا می‌بینمسوز دل اشک روان آه سحر ناله شباین همه از نظر لطف شما می‌بینمهر دم از روی تو نقشی زندم راه خیالبا که گویم که در این پرده چه‌ها می‌بینمکس ندیده‌ست ز مشک ختن و نافه چینآن چه من هر سحر از باد صبا می‌بینمدوستان عیب نظربازی حافظ مکنیدکه من او را ز محبان شما می‌بینمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین عباسیان تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 14:43

دلامون سیاه شدن برای هم تنگ نمیشنمثل آسمونیه زلال و یک رنگ نمیشن اون که گفت مهربونی تا دنیا دنیاست میمونهراست میگفت گمون میکرد دلامون از سنگ نمیشندل تو امروزیه قصه ی دوست داشتنو باور ندارهدل من قدیمیه عاشق عشقیه که آخر ندارهروزگاری آدما مثل فرشته پاک بودندلا اون روزا برا همدیگه هلاک بودنقصه ی داش آکول و بخون بخون تا بدونیعاشقای قدیمی عاشق سینه چاک بودنقصه ی دوست دارم رو تو میگی پوشالیهدل من اما از این ناباوری ها خالیهتو داری غریبه میشی با منو نمیدونیکه میون غربت غم ها دلم چه حالیهدل تو امروزیه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین عباسیان تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 14:43

در خرابات مغان نور خدا میبینماین عجب بین که چه نوری ز کجا میبینمجلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که توخانه میبینی و من خانه خدا میبینمخواهم از زلف بتان نافه گشایی کردنفکر دور است همانا که خطا میبینمسوز دل اشک روان آه سحر ناله شباین همه از نظر لطف شما میبینمهر دم از روی تو نقشی زندم راه خیالبا که گویم که در این پرده چهها میبینمکس ندیدهست ز مشک ختن و نافه چینآن چه من هر سحر از باد صبا میبینمدوستان عیب نظربازی حافظ مکنیدکه من او را ز محبان شما میبینم + نوشته شده در ساعت 9:22 توسط امین خان  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین عباسیان تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 16:21

تازمانی که رسیدن به تو امڪان داردزندگی درد قشنگیست که جریان داردزندگی درد قشنگیست،بجز شب هایشکه بدون تو فقط خواب پریشان داردیک نفر نیست تو را قسمت من گرداند؟کار خیر است گر این شهر مسلمان داردخواب بد دیده ام ای کاش خدا خیر کندخواب دیدم که تو رفتی،بدنم جان دارد!شیخ و من هر دو طلبکار بهشتیم ولیمن به تو،او به نماز خودش ایمان دارداینکه یک روز مهندس برود در پی شعرسر و سریست که با موی پریشان داردمن از آن روز که در بند توام فهمیدمزندگے درد قشنگیست که جریان دارد + نوشته شده در ساعت 20:40 توسط امین خان  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین عباسیان تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 17:55

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمیبینمدلی بی غم کجا جویم که در عالم نمیبینمدمی با همدمی خرم ز جانم بر نمیآیددمم با جان برآید چون که یک همدم نمیبینممرا رازیست اندر دل به خون دیده پروردهولیکن با که گویم راز چون محرم نمیبینمقناعت میکنم با درد چون درمان نمییابمتحمل میکنم با زخم چون مرهم نمیبینمخوشا و خرما آن دل که هست از عشق بیگانهکه من تا آشنا گشتم دل خرم نمیبینمنم چشم آبروی من ببرد از بس که میگریمچرا گریم کز آن حاصل برون از نم نمیبینمکنون دم درکش ای سعدی که کار از دست بیرون شدبه امید دمی با دوست وان دم هم نمیبینم + نوشته شده در ساعت 20:59 توسط امین خان- زینب بانو  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین عباسیان تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 16:06

تو همانی که دلم لک زده لبخندش رااو که هرگز نتوان یافت همانندش رامنم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کردغزل و عاطفه و روح هنرمندش رااز رقیبان کمینکرده عقب میماندهر که تبلیغ کند خوبی دلبندش رامثل آن خواب، بعید است ببیند دیگرهر که تعریف کند خواب خوشایندش رامادرم بعد تو هی حال مرا میپرسدمادرم تاب ندارد غم فرزندش راعشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به توبه تو اصرار نکرده است فرایندش راقلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشتمشکل از توست اگر پسزده پیوندش راحفظ کن این غزلم را که به زودی شایدبفرستند رفیقان به تو این بندش را:منم آن شیخ سیهروز که در آخر عمرلای موهای تو گم کرد خداوندش راکاظم بهمنی + نوشته شده در ساعت 22:23 توسط امین خان- زینب بانو  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین عباسیان تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 16:06

تو مَیر خَوَر ندوری که به سِینه دل نَمنده تو مَیَر خَوَر ندوری کد بُلندو پَل کَمنده تو مَیَر خَوَر ندوری خِجِل ایکُنه بهار اوسُکه دِرا به صحرا اوسُکه چِه گُل اِخنده تو مَیَر خَوَر ندوری به یَه تالِ میادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین عباسیان تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 0:48

مستي ما مستي از هر جـام نیست مست گشتن کار هر بـد نـام نیست ما ز جـام دوست، مستي مي کنیمخویش را فـارغ ز هستي مي کنیممي، پلیـــدی را ز سر بیـرون کندعشق را در جـام دل، افزون کندچون که ما مستیم و از هستي ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:43

گفتم که روی خوبت از من چرا نهانست گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیانست گفتم که از که پرسم جانا نشان کویت گفتا نشان چه پرسی آن کوی بی نشانست گفتم مرا غم تو خوشتر زشادمانی گفتا که در ره ما غم نیز شادمانیستادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:43

دیدار یار غایب دانی چه ذوق داردابری که در بیابان بر تشنهای بباردای بوی آشنایی دانستم از کجاییپیغام وصل جانان پیوند روح داردسودای عشق پختن عقلم نمیپسنددفرمان عقل بردن عشقم نمیگذاردباشد که خود به رحمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:43

نیخمت رو که دلم سیره ز هاشق بیدنمو چه دیدم ز تو غیرا شو رو غم دیدنغیرزق وستمه وا دین یه مینا سوزیکه ز او نیرسه بم غیر طنا اشنیدنمن خو دست ابرم سیت و ز خو بل اگرمعاجز آبیمه ز ای باد به خو کبنیدنچه ابیدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:43

k08z_۲۰۱۹۱۰۲۰_۱۸۳۱۰۶.jpg

دخترم این را بدان
همیشه و همیشه قشنگترین صدای زندگی من تپش قلب توست
و باشکوهترین روز زندگیام روز تولد توست
همیشه برایم بمان و بدان که دوستت دارم

برچسب: نویسنده: آرتین عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:43

o32e_۲۰۱۹۱۱۲۸_۱۰۲۰۴۳.jpg

گل دخترم تو بهانه زندگی منی
چشمانت دریا و عطر تنت، چون عطر بهار نارنج
با تو دانستم زندگی زیباست
با تو دانستم معنای پدر شدن را
عاشق شدن را
آمدنت آغاز عاشقانههای من شد
خانهام با نور تو روشن شد و رونق گرفت
آرامشِ جانم شدی و بهترین حس عاشقانه دنیا را به من هدیه کردی

برچسب: نویسنده: آرتین عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:43

کاش تا دل میگرفت و میشکستدوست می آمد کنارش مینشست!کاش میشد روی هر رنگین کمانمینوشتم مهربان با من بمان!!!!!کاش میشد قلب ها آباد بودکینه و غم ها به دست باد بودکاش میشد دل فراموشی نداشتنم نم باران هم آغوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین عباسیان تاريخ: سه شنبه 14 اسفند 1397 ساعت: 16:59

آن سوی دلتنگی ها همیشه خدایی است که داشتنش جبران تمام نداشتنی هاست...

خدا همانی است که ما میخواهیم کاش ما هم همانی باشیم که خدا میخواهد...

برچسب: نویسنده: آرتین عباسیان تاريخ: سه شنبه 14 اسفند 1397 ساعت: 16:59

صفحه بندی